تا توانی در جوانی یکدل و یکرنگ باش قالی صد رنگ بودن زیر پا گستردن است
قلندران مست و بی پروا سراغ آن می ناب می گيرند
ستارگان بی فروغ همدردی خبر ز کوچ آفتاب می گيرند
شبانگاهان که شهر عشق را می جويند
نوای يا مهدی از دل خراب می گيرند
ميلاد منجی عالم بشريت عدالت گستر جهان
قائم آل محمد حضرت ولی عصر«عج
»بر تمام شيعيان جهان مبارک باد
تـو همون حس غریـبـــی که همیشه با منی
تو بهونه هر عاشـــق واسه زنده بــودنی
تـــــو امید انتظــاری تــــــو دلای نا امـــید
مثـل دیـــدن ستــــــاره تو شبــــای ناپدید
چه غریبونه گذشتن جمعه های سوت وکور
هنــــوزاما نـــرسیدی ای تجلـــی ظـهور
با تـــوام با توکـــه گفتـی تکیه گاه عاشقایی
میدونم یه دنیا نوری ساده ای بی انتهایی
مـثـل لالایـی بــارون تو کویــر بی صدایی
تو خود عشقی میدونم ناجیه فاصله هایی
تـو همون حس غریبـــی کـه همیشه با منی
تو بهونه هر عاشــق واسه زنده بــودنـی
تــــو امــید انتظــــاری تـــــو دلای نا امـــید
مثــل دیــدن ستــــــاره تو شبــای نـاپـدید
عمــریه دلـــم گـــرفتــه گـــله دارم ازجـدایی
قایق همیشه حاضر تو کجایی تو کجایـی

نگاه
تربت حضرت سیدالشهدا علیه السلام

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی ... با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا ... تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید
گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن ... عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید
گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم ... راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید
گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش ... عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن ... در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید
گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش ... فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید
گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم ... گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید
گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق ... عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید
گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) ... گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید
خداوند شاعرش را خیر و توفیق بیشتر عنایت فرماید. انشاء الله
برخی از آثار و بركات تربت پاك سيد الشهداء(عليه السلام)
سجده بر خاك تو شايسته بود وقت نماز اى كه از خون جبينت به جبين آب وضوست
فضيلت و آثار و بركاتى كه براى تربت حسينى است، براى هيچ تربتى و قطعه اى از قطعات زمين نيست. خاك كربلا قطعه اى از بهشت است كه خداوند قادر متعال، به واسطه قدردانى از يك فداكار در راه دين كه تمام هستى خود را فدا كرده، در آن خاك، بركت و فضيلت و شفا قرار داده است.
كربلايش قطعه اى از جنت است باب نور و باب لطف و رحمت است
و اما آثار و بركاتى كه مى توان براى تربت پاك حسينى برشمرد عبارتنداز:
1- تأثير تماس اعضاى بدن با تربت
از بعضى بزرگان دين و امامان معصوم نقل شده كه بعد از نماز، بدن و صورت خويش را با مهر كربلا متبرك مى كنند. و نيز دستور داده اند كه قبل از خوردن تربت جهت شفا گرفتن، آن را بوسيده و با اعضاى بدن تماس داده شود.
امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «خداوند متعال تربت جدم حسين(عليه السلام) را شفاى هر درد، و ايمنى از هر خوفى قرار داده است؛ پس هرگاه يكى از شما خواست از آن خاك تناول كند، ببوسد و آن را به چشم گذارد و بر ساير اعضاى بدنش تماس دهد...»(1)
2- سجده بر تربت
امام صادق(عليه السلام) در اين باره مى فرمايند: «همانا سجود بر تربت حسين(عليه السلام) حجابهاى هفتگانه را پاره مى كند»(2)
لازم به ذكر است كه مراد از «حجاب» در كتاب و سنت، همان حجابهايى است كه بين بنده و خالق حايل شده و او را از شهود خداوند محجوب مى سازد كه در مرحله اول، حجابهاى ظلمانى و در مرحله دوم، حجابهاى نورانى بر طرف مى شود اما مراد از حجابهاى هفتگانه، ظاهراً حجابهاى ظلمانى است. سجده بر تربت حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) اين خاصيت را دارد كه در صورت معرفت به حق حضرت و ولايت او، حجابها را دريده و راهگشاى وصول به كمالات انسانى باشد.
سجده بر خاك تو شايسته بود وقت نماز اى كه از خون جبينت به جبين آب وضوست
3- شفا يافتن
رواياتى كه دلالت بر اين امر دارند به سه دسته تقسيم مى شوند:
دسته اول : رواياتى است كه شفا بودن را براى تربتى كه از خود قبر شريف برداشته شود مخصوص كرده است، چنانكه امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «به درستى كه نزد سر حسين(عليه السلام) تربت سرخى است كه شفاى هر دردى غير از مرگ مى باشد»(3)
دسته دوم : رواياتى است كه با تعبيرات مختلف توسعه اى از بيست ذراع تا پنج فرسخ و يا ده ميل را براى آن قائل است. چنانكه امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «حريم مزار حسين(عليه السلام) پنج فرسخ از چهار جانب قبر است »(4)
دسته سوم : رواياتى است كه به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح نموده اند. چنانكه امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «خاك مزار امام حسين(عليه السلام) براى هر دردى شفاست»(5)
تا شفا بخشد روان و جسم هر بيمار را در حريم وصل خود خاك شفا دارد حسين
و نيز امام رضا(عليه السلام) فرمودند: «خوردن گِل، مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوك، حرام است مگر گِل مزار حسين(عليه السلام)، بدرستى كه در آن شفاى هر درد و امنيت از هر ترسى است»(6)
تربتت راز شفاى همه درد است حسين تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبيب
4- تأثير كام برداشتن اطفال با تربت
كام برداشتن اطفال با تربت امام حسين(عليه السلام) موجب ايمنى كودك مى شود چنانكه امام صادق(عليه السلام) فرمودند:
«كام فرزندانتان را با تربت حسين(عليه السلام) باز كنيد كه آن امان است »(7)
5- تأثير تربت حسين ، همراه جنازه
در توقيع مبارك حضرت حجة بن الحسن(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اذن داده شده است.
يكى از شيعيان به حضرت (در زمان غيبت صغرى توسط نايب خاص حضرت) مى نويسد: آيا جايز است ما تربت حسين(عليه السلام) را با ميّت در قبر بگذاريم، يا با تربت حسين روى كفن بنويسيم؟
حضرت در پاسخ مرقوم مى فرمايند: هر دو كار پسنديده است. البته بايد رعايت احترام تربت بشود. مهر يا تربت، مقابل يا زير صورت ميّت باشد، بلكه به بركت خاك قبر حسين(عليه السلام) قبر ميّت محل امنى از هر بلا و آفت و عذابى گردد. (8)
6- تسبيح تربت
از حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) روايت شده كه فرمود:
«هر كس تسبيح تربت امام حسين(عليه السلام) را در دست گيرد و ذكر را فراموش كند، ثواب ذكر براى او نوشته مى شود»(9)
و امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «يك ذكر يا استغفار كه با تسبيح تربت حسين(عليه السلام) گفته شود برابر است با هفتاد ذكر كه با چيز ديگر گفته شود»(10)
پى نوشتها:
1- وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 4 ص 1033
2- كافى , مرحوم كلينى , ج 4 ص 588
3- كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 272
4- مكارم الاخلاق , طبرسى , ج 1 ص 360
5- كافى , مرحوم كلينى , ج 1 ص 360
6- تهذيب الاحكام , شيخ طوسى , ج 6 ص 74
7- وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 4 ص 1033
8- وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 4 ص 1033
9- بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 44 ص 280
10- نقل از كتاب درسى كه حسين (ع ) به ما آموخت شهيد هاشمى نژاد, ص 451
عليرضا رجالى تهرانی
التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم

مناجات
* * * * * * * * * * * * *
بهار آرام مىآيد به ديدار گل نرگس نسيم فتح و پيروزى ز گلزار گل نرگس صبا بر صحن باغستان سرود مهر مىخواند گلاب از عرش مىريزد به دربار گل نرگس گل ناهيد مىسوزد زهجران دل عاشق ستاره کام مىگيرد ز ديدار گل نرگس رواق ابروى احمد، فروغ ديده آدم توان نور خورشيدى ز رخسار گل نرگس قرار زورق نوح، و حجاب نيل موسايى عروج قامت عيسى ز انوار گل نرگس بهاران، مژده ميلاد مهدى را بيان دارد تمام قدسيان ديگر پرستار گل نرگس گل نرگس ز چشم عاشقان پنهان نمىماند خوشا چشمى که مىماند وفادار گل نرگس خوشا چشمى که مىگريد به شوق ديدن رويش خوشا قلبى که مىباشد گرفتار گل نرگس بگو اى جلوه سينا بگو اى عروةالوثقى جهان آرام مىگيرد ز گفتار گل نرگس بگو اى زاده زهرا، بگو اى صاحب دلها بگو اى آخرين معصوم و مهيار گل نرگس منم فرزند مکه، جان احمد، وارث حيدر يدالله فوق ايديهم بود يار گل نرگس منم مصلح، منم منجى، منم هادى، منم مهدى منم غمخوار محرومان و دلدار گل نرگس گل سوسن، گل مريم، گل اختر، گل لاله گل اميد مىرويد ز گلزار گل نرگس گل ديگر نمىخواهم بجز باغ گل زهرا دل مشتاق آشفته خريدار گل نرگس

فرازی از مناجات شعبانیه
پروردگارا روح مقدس محمد صلی الله علیه و آله و سلم، را در اعلی علیین به جوار خویش بپذیر
و به پاداش رنج ها و زحمت هایی که آن روح مقدس در راه رضای تو و سعادت بندگان تو به خود پذیرفته ، قرین رضا و مسرتش فرما.
آنچنان بر منزلت و مرتبتش بیفزای که از آفریدگان تو ، هیچکس همسنگ و هموزن وی نباشد و بر فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل تو برتری و مهتری گیرد.
و همچنان فرزندان صالح و پیروان صادق او را از شفاعت و محبتش بهره مند ساز و بیش از آنچه ما را به اکرام و انعام وعده فرموده ای ، انعام و اکرام فرمای.
خداوندا ، ای تو که بندگانت را به وفاداری فرمان داده ای ؛ ای تو که از هر وفادار ، وفادارتری و از هر بخشنده ، افزون تر و مطلوب تر همی بخشی.
تو اگر بخواهی بر دفتر کردار بندگانت به جای گناه ، ثواب بنویسی و عوض کیفر ، پاداش فراوان فرستی.
*************
بوده دل بيقرار، يكسره چشم انتظار
تا كه ببيند تو را، ای ضربان بهار!
غايب سبز صبور! چشم تو، يك چشمه نور
لذت يك دم حضور، كرده مرا بی قرار
نبض زمان، دست توست! جمله جهان، مست توست
غرق دعا می شوم، تا كه شوی آشكار
سبز خرامان تويی! باد گل افشان تويی!
پرده غيبت بدر، از سر رحمت بيار
نيت پروازكن، نغمه ما سازكن
لب به سخن بازكن، ای صنم گلعذار!
عالم و آدم تمام، منتظران قيام
تا بفرستی پيام، سر برسد انتظار
ارمغان فشمی

يوسف مصری نمی آيد به كنعان دلم
بازسر را می گذارد غم به دامان دلم
بی حضورچتر دستانت ببين يعقوب وار
مانده ام امشب دوباره زير باران دلم
خوب می دانی زليخای جنون با من چه كرد
پاره شد در ماتم عصمت گريبان دلم
نوح من ! خاصيت عشق است امواج بلند
كشتی ات را بشكن و بنشين به طوفان دلم
كی بهارت می وزد بر گيسوان حسرتم
كی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟
تا بگويی با من از عريانی اندوه خويش
تا بگويم با تو از اسرار پنهان دلم
بوی پيراهن مرا كافی است تا روشن شود
چشم تاريك و شب خاموش كنعان دلم
فاطمه تفقدی
خوشا با خاطرات یاس بودن خوشا با یاس هم احساس بودن
من و تو پا به پای رود رفتن به دنبال نوای رود رفتن
شقایق در شقایق عشق چیدن میان سبزه زاران پر کشیدن
نشستن غنچه عشق چیدن به دست ساده دل یاس چیدن
خوشا روح لطیف آب گشتن خوشا در عاشقی بی تاب گشتن
بیا ای همسفر مهمان من شو توان دیگری در جان من شو
بیا در خاطر هم باز گردیم پر از شادی پر از آواز گردیم
خوشا بین من و تو بند خوردن میان چشم ما پیوند خوردن
خوشا در ساحل هجران نشستن پلی بین نگاه خویش بستن
خوشا با آبشاران گریه کردن من و تو زیر باران گریه کردن
ببین پروازیم یک بال دارم برای پر زدن آمال دارم
بیا و بال دیگر شو برایم که شاید با تو در پرواز آیم
خوشا پرواز ما بین من و تو شب آغاز ما بین من و تو
خداي تبارك و تعالي سه ويژگي از سه تن از پيامبران را در قائم ما جاري ساخته است:
ولادت او را همچون ولادت حضرت موسي قرار داده است. غيبت او را همانند غيبت حضرت عيسي مقرر فرموده است. عمر طولاني او را چون عمر حضرت نوح قرار داده است. آنگاه به بنده صالح خود -حضرت خضر- عمر طولاني داده تا دليل عمر او باشد. در روايات بسياري كه از حضرت رسول اكرم، صلّياللهعليهوآله، و امامان معصوم به ما رسيده؛ آمده است كه در قائم آل محمد، صلّياللهعليهوآله، سنتي از حضرت نوح هست و آن عمر طولاني آن حضرت است.
روزي امام صادق، عليهالسلام، يكي از اصحاب را مشاهده نمودند كه از طول غيبت حضرت وليعصر، عجّلالله تعاليفرجهالشريف، دچار شگفتي شده است. به همين مناسبت چنين فرمودند :
خداي تبارك و تعالي سه ويژگي از سه تن از پيامبران را در قائم ما جاري ساخته است: ولادت او را همچون ولادت حضرت موسي قرار داده است. غيبت او را همانند غيبت حضرت عيسي مقرر فرموده است. عمر طولاني او را چون عمر حضرت نوح قرار داده است. آنگاه به بنده صالح خود -حضرت خضر- عمر طولاني داده تا دليل عمر او باشد.
در روايات بسياري كه از حضرت رسول اكرم(ص)،و امامان معصوم به ما رسيده؛ آمده است كه در قائم آل محمد، صلّياللهعليهوآله، سنتي از حضرت نوح هست و آن عمر طولاني آن حضرت است. و در همة اين روايات اين نكته به صورت قطعي و ترديد ناپذير مطرح شده است.
حتي يكبار امام صادق، عليهالسلام، انكار منكران را تقبيح نموده، چنين فرمودند:
چرا نميپذيرند كه خداوند عمر صاحب اين امر را طولاني گرداند، چنانكه عمر حضرت نوح، عليهالسلام، را طولاني نموده بود؟
يكبار ديگر چنين فرمود:
وليّ خدا از عمر طولاني برخوردار خواهد بود. حضرت ابراهيم خليل، عليهالسلام، 120 سال عمر كرد ولي به صورت جوان نيرومند سيساله در ميان مردم ظاهر ميشد. قائم ما نيز به صورت جواني نيرومند ظهور ميكند، كه مردم او را انكار مي كنند.
براي ما كه پيرو فرمان پيامبر، صلّياللهعليهوآله، و امامان اهل بيت، عليهمالسلام، هستيم هيچ يك از اينها جاي شگفتي نيست، اما عمر طولاني چندين هزار ساله براي بندگان صالح خدا چون خضر و عيسي و براي بندگان ناشايستي چون شيطان و دجّال واقع شده است.
اما در مورد اينكه به صورت جوان نيرومند ظاهر ميشود، داستانهاي جالبتري هست :
گفته ميشود كه «عُزَير» با اهل بيت خود عازم سفر شد و همسرش حامله بود. عزير در آن زمان پنجاه سال داشت، خدايش او را به مدت صد سال تمام ميراند، آنگاه زنده ساخت و به صورت يك فرد پنجاه ساله به اهل بيت خود بازگشت، پسرش در حاليكه صد سال داشت، از او استقبال كرد ...!
آيا داستان عٌزَير، و استقبال پسر صد ساله از پدر پنجاه ساله شگفتانگيزتر است، يا عمر طولاني حضرت وليعصر، عليهالسلام؟!
و شگفتانگيزتر از آن داستان «نصر بن دهمان» از قبيله غطفان است كه 190 سال زندگي كرده، سپس به صورت جوان شاداب و باطراوتي بازگشته و حيرت و تعجب معاصرين خود را برانگيخته است !!!
داستان «نصربن دهمان» به عنوان شگفتانگيزترين داستان عرب در منابع تاريخي آمده است.
معروف است كه خداوند به زليخا نيز جواني و زيبايياش را بازگردانيد و حضرت يوسف،(ع) با او ازدواج كرد.
طول عمر حضرت مهدي، عجّلاللهتعاليفرجه، در برابر شگفتيهاي جهان آفرينش چندان عجيب نيست، زيرا او حجت خداس
